آشنایی با بهترین استراتژیهای سوئینگ تریدینگ
نکات کلیدی:
- سوئینگ تریدینگ با هدف سود بردن از تغییرات قیمتی انجام میشود که در بازارهای خرسی و گاوی رخ میدهند.
- پوزیشنهای سوئینگ تریدینگ بیشتر از یک روز و معمولاً کمتر از چند هفته باقی میمانند.
- استراتژیهای سوئینگ تریدینگ به دنبال تشخیص تغییرات قیمت کوتاه تا میان مدت هستند اما نتایج آنها متفاوت بوده و هر استراتژی ریسکهای خاصی دارد.
سوئینگ تریدینگ چیست؟
تریدرهای سوئینگ از استراتژیهای مخصوص برای تعیین نقاط ورود و خروج بالقوه در سطح تغییرات قیمتی استفاده میکنند که ممکن است طی چند روز یا چندین هفته پدیدار شوند. ممکن است این تریدرها هنگام ارزیابی چنین فرصتهایی، تحلیل تکنیکال و بنیادی را ترکیب کنند.
سوئینگ تریدینگ یکی از روشهای پرطرفدار اجرای معامله بوده و مبتنی بر این اصل است که تغییرات قیمت به ندرت خطی هستند چون دائماً توازن بین خریداران و فروشندگان در حال تغییر است. تریدرهای سوئینگ این تغییرات را به عنوان فرصت کسب سود در نظر میگیرند. بنابراین در صورت استفاده درست از اندیکاتورهای سوئینگ تریدینگ، حتی نوسانهای معمولی بازار هم میتوانند فرصتهای خوبی فراهم کنند.
برخلاف اسکالپینگ یا معامله روزانه، پوزیشنهای سوئینگ تریدینگ بیشتر از یک روز و معمولاً کمتر از چند هفته باقی میمانند. اما این محدودیتهای زمانی دقیق نیستند چون در صورت باقی ماندن مزایای یک پوزیشن، میتوان آن را تا یک ماه هم باز نگه داشت.
سوئینگ تریدینگ هم مزایا و معایب خاصی دارد. از آنجایی که پوزیشنها در طی چندین سشن باقی میمانند، تریدرها باید عواملی مثل کارمزدهای معاملاتی، اسپرید، نوسان بازار و تغییرات ناگهانی قیمت را در نظر داشته باشند.
روتین روزانه یک سوئینگ تریدر
معمولاً یک سوئینگ تریدر هر روز پیش از ورود به معامله، کار تحلیل جو احساسی بازار و صنعت مربوطه را انجام میدهد (عمدتاً از طریق تحلیل اخبار و شبکههای اجتماعی). انجام این کار ضروری است چون جو احساسی بازار، نگرش کلی سرمایه گذاران را نسبت به یک ارز دیجیتال نشان میدهد.
تریدر میتواند راجع به ارزهای دیجیتال تحقیق کرده و بررسی کند که آیا اخبار یا رویدادهای جالب توجهی در راه هستند که عده زیادی از آنها بی خبر باشند یا خیر. مثلاً ممکن است تریدر کانالهای شبکههای اجتماعی یا انجمنها را برای پیدا کردن اطلاعات بررسی کند. اطلاعات پیدا شده در چنین منابعی میتواند به تحلیل بنیادی توکن کمک کرده و دلایل بیشتری برای ورود به معامله در اختیار تریدر قرار دهد.
پس از آن میتوان با تحلیل فرصتهای بالقوه تریدینگ، یک لیست نظارت ساخت. در مجموع، وقتی سوئینگ تریدر این لیست را بررسی میکند، متوجه یکسری عوامل مهم میشود مثل حجم معاملات، روند تریدینگ، حرکات بازار، صعودها، مقاومت و حمایت. در صورت برقراری شرایط، تریدر میتواند بر اساس اندیکاتورهای مناسب تصمیم بگیرد که وارد معامله شود یا از آن خارج شود.
آیا سوئینگ تریدینگ بهتر از معامله روزانه است؟
پاسخ این سوال بستگی به اهداف و سلایق تریدر دارد. یکی از تفاوتهای مهم سوئینگ تریدینگ و معامله روزانه این است که تریدرهای روزانه پوزیشن را در طی شب حفظ نمیکنند. از این جهت، ممکن است تریدرهای سوئینگ ریسک ضرر بیشتری را متحمل شوند چون معمولاً پوزیشن را برای زمان طولانیتری حفظ میکنند.
سوئینگ تریدینگ در مجموع نسبت به معامله روزانه نیاز به نظارت کمتری دارد اما باز هم شامل ریسک بازار بوده و نیاز به مدیریت ریسک و معامله منظم دارد. در هر صورت، استراتژیهای تریدینگ مختلف هر کدام دارای ریسک ذاتی مشخصی هستند. بسته به نوع بازاری که در آن مشغول هستید، نتایج به دست آمده برای شما بر اساس اصول معاملاتی خودتان متفاوت خواهد بود.
استراتژی سوئینگ تریدینگ چیست؟
سوئینگ تریدینگ سعی دارد تغییرات قیمتی را که طی چندین روز یا هفته رخ میدهند، مشخص کند. بسته به استراتژی انتخابی، ممکن است تریدرها از روند موجود پیروی کرده، بر اساس شکستن سطوح مقاومت و حمایت عمل کرده یا به دنبال یک اصلاح قطعی باشند. شرایط بازار میتواند بر عملکرد ستاپهای مختلف تأثیرگذار باشد، به همین دلیل ممکن است تریدرها بر اساس جهت روند، نوسان قیمت و ساختار آن رویکرد خودشان را تنظیم کنند.
تریدرها میتوانند برای تسلط بر سوئینگ تریدینگ استراتژیهای مختلفی را انتخاب کنند که هر کدام بر اساس ترکیبات مختلف روشهای تحلیل تکنیکال و بنیادی طراحی شدهاند.
همچنین ممکن است تریدرها رویدادها یا اخبار مهم پیش رو را مد نظر قرار دهند چون تحولات غیرمنتظره میتوانند نوسان را افزایش دهند و هر ستاپ تکنیکالی را تخریب کنند. به این دلیل که چنین اخباری معمولاً بر بازار تأثیر گذاشته و باعث حرکات نسبتاً بزرگ در قیمتها میشود.
اصول کلی استراتژیهای سوئینگ تریدینگ
ممکن است تریدرهای سوئینگ برای ارزیابی معاملات بالقوه مختلف، از ترکیب تحلیل بنیادی و تکنیکال استفاده کنند. اندیکاتورهای تکنیکال و نمودارهای قیمت به تریدرها برای ارزیابی روند، مونتوم، نقاط ورود و خروج و سطح ریسک کمک میکنند.
اندیکاتورهای تکنیکال
هدف استفاده از اندیکاتورهای تکنیکال این است که تریدرها بتوانند تصمیمات منطقیتری برای سرمایه گذاری بگیرند. از آنجایی که این اندیکاتورها مبتنی بر اصول محاسباتی هستند، دید بهتری راجع به حجم معاملات و یا قیمت یک دارایی ایجاد میکنند. مثلاً تریدرها میتوانند ارزش یک ارز دیجیتال را قبل و بعد از یک رویداد یا خبر مقایسه کرده و سپس فرصتهای معاملاتی بالقوه را بر اساس این مقایسه پیدا کنند.
برخی از پرکاربردترین اندیکاتورها عبارتند از:
شاخص قدرت نسبی (RSI)
RSI قدرت روند و پتانسیل تغییر آن را ارزیابی میکند. تریدرها میتوانند با تشخیص رابطه بین قیمت یک ارز دیجیتال و تقاضا، مشخص کنند که یک ارز دیجیتال در وضعیت اشباع خرید قرار دارد یا اشباع فروش.
معمولاً RSI بالاتر از 70 اشباع خرید و RSI کمتر از 30 اشباع فروش محسوب میشود. اما این سطوح، سیگنال خرید یا فروش مستقلی محسوب نمیشوند و ممکن است همزمان با ادامه یک روند قوی، RSI افزایش یا کاهش پیدا کند. به همین دلیل تریدرها باید برای ارزیابی مومنتوم و احتمال معکوس شدن روند، از RSI به همراه پرایس اکشن و سایر اندیکاتورها استفاده کنند.
میانگین متحرک (MA)
میانگین متحرک یک اندیکاتور استاندارد سوئینگ تریدینگ است که تریدرها برای تشخیص سطوح حمایت و مقاومت حین نوسان قیمت کوتاه مدت از آن استفاده میکنند. میانگین متحرک، میانگین قیمت یک دارایی را برای یک دوره مشخص محاسبه کرده و نوسان کوتاه مدت را که میتواند باعث ایجاد ابهام برای تریدرهای کم تجربه شود، هموارتر میکند. میانگین متحرک ساده (SMA) و میانگین متحرک نمایی (EMA) جزء انواع اصلی میانگینهای متحرک هستند. بازههای پرکاربرد برای میانگین متحرک هم 10، 20، 50، 100 و 200 روزه هستند؛ اما بازه انتخابی بستگی به استراتژی تریدر و تایم فریم نمودار دارد.
باند بولینگر (BB)
تریدرهای سوئینگ میتوانند از بولینگر باندز برای ارزیابی وضعیت قیمت نسبت به نوسان اخیر استفاده کنند. این اندیکاتور متشکل از باند وسط میانگین متحرک و باندهای بالایی و پایینی است که بر اساس انحراف معیار رسم میشوند.
نزدیک شدن نمودار قیمت به باندهای بیرونی یا لمس شدن آنها، میتواند نشان دهنده بالا یا پایین بودن آن نسبت به محدودههای قیمت اخیر باشد اما لمس باند به تنهایی معکوس شدگی را تأیید نمیکند. تریدرها میتوانند هنگام ارزیابی ستاپهای معاملاتی بالقوه، از این باندها در کنار پرایس اکشن و اندیکاتورهای دیگر استفاده کنند.
تحلیل نمودار روزانه
نمودار روزانه، دادههای اخیر را به صورت گرافیکی نشان داده و تغییرات قیمت یک روز معاملاتی را برای یک دارایی خاص در بازه زمانی تعیین شده مشخص میکند.
در ادامه چند مثال را بررسی میکنیم.
الگوهای معاملاتی مثلثی
با تثبیت قیمت در یک بازه محدود، الگوهای مثلثی شکل میگیرند. از جمله نمونههای رایج میتوان به مثلثهای متقارن، صعودی و نزولی اشاره کرد. تریدرها میتوانند عبور نمودار قیمت از مرزهای بالقوه را به عنوان سیگنال حرکت جهت دار بعدی در نظر بگیرند.
الگوهای مثلث میتوانند در تایم فریمهای مختلف نمایان شوند و میتوان در تحلیل کوتاه مدت و همچنین سوئینگ تریدینگ از آنها استفاده کرد.
پرچم و سه گوش
الگوهای پرچم و سه گوش میتوانند نشان دهنده تداوم روند باشند. معمولاً پرچم یا سه گوش هنگام پول بک قیمت ارزهای دیجیتال مشاهده میشود که پیش از ادامه جهت اصلی، چندین بالا و پایین کوچک دارند.
سر و شانه
سر و شانه هم یک الگوی معکوس شدن روند است که به تریدرها برای تشخیص معکوس شدگی بالقوه روند کمک میکند. این الگو از سه اوج تشکیل شده که بلندترین آنها در وسط قرار دارد.
استراتژیهای سوئینگ تریدینگ
تریدرهای سوئینگ میتوانند بسته به ساختار بازار و برنامه معاملاتی خودشان از رویکردهای مختلفی استفاده کنند.
چهار مورد از پرکاربردترین استراتژیهای سوئینگ تریدینگ عبارتند از:
- استراتژی تشخیص روند
تریدرهای روند معمولاً پوزیشن خودشان را تا هنگام تغییر روند حفظ میکنند اما تریدرهای سوئینگ، با رسیدن به سود مورد نظر از پوزیشن خارج میشوند. شاید غیرمعمول به نظر برسد اما تریدرهای سوئینگ میتوانند از مفهوم تشخیص روند برای تشخیص جهت روند استفاده کنند تا در کوتاه مدت به سود برسند.
در ستاپ تشخیص روند، تریدر اول یک روند غالب را شناسایی کرده و پیش از نشانههای ادامه روند، به دنبال نشانههای پول بک است. اندیکاتورهای تکنیکال مثل RSI و میانگینهای متحرک میتوانند اطلاعات زمینهای بیشتری فراهم کنند. مثلاً ممکن است تریدرها بررسی کنند که نمودار قیمت به سطح 50 MA که قبلاً به عنوان حمایت عمل کرده، چه واکنشی نشان میدهد.
هدف، استفاده از روند غالب، سطوح مقاومت و حمایت و سایر سیگنالهای تکنیکال برای تشخیص سطوح ورود و خروج و همچنین مدیریت ریسک است.
مزایا:
- افزایش انعطاف پذیری برای تریدرها تا بتوانند بدون درگیر شدن با پوزیشنهای بلند مدت، از نوسان کوتاه مدت قیمت سود ببرند.
- فرصتهای بیشتر ورود و خروج به دلیل نوسان کریپتو
محدودیتها:
- بیشتر شدن هزینه تراکنشها چون ممکن است تریدرهای سوئینگ معاملات بیشتری انجام دهند؛ در نتیجه کارمزدها، اسلیپیج و اسپرد درخواست – پیشنهاد افزایش پیدا میکند.
- نیازمند نظارت بیشتر است اما نه به اندازه معامله روزانه و برای تریدرهایی که مشغله زیادی دارند، زمانبر و پر استرس است.
2. استراتژی سوئینگ بریک اوت
بریک اوت صعودی زمانی رخ میدهد که نمودار قیمت از بالای یک محدوده تریدینگ یا سطح مقاومت تعریف شده عبور میکند. تریدرهای سوئینگ، با استفاده از این استراتژی، بریک اوت را به عنوان یک نشانه بالقوه از شکل گیری نیروی صعودی در نظر میگیرند.
ممکن است تریدرها پیش از ورود به پوزیشن، منتظر تأیید بیشتر برای احتمال باقی ماندن قیمت، بالاتر از سطح بریک اوت باشند. اما ممکن است بریک اوتها به سرعت شکست خورده و نمودار قیمت به محدوده قبل برگردد.
مزایا:
- قابلیت تشخیص حرکات جهت دار قوی، هنگام حفظ بریک اوت
- قابلیت اعمال برای شرایط بازار و الگوهای تحکیم مختلف
محدودیتها:
- بریک اوتهای فیک میتوانند به سرعت معکوس شوند.
- ممکن است تریدرهای مختلف، تفسیر متفاوتی از سطوح حمایت و مقاومت داشته باشند.
- ستاپهای بریک اوت هم نیاز به تأیید و مدیریت ریسک دارند.
3. استراتژی سوئینگ بریک داون
استراتژی سوئینگ بریک داون، نسخه خرسی (نزولی) استراتژی بریک اوت است. این حالت زمانی رخ میدهد که نمودار قیمت به پایین یک سطح حمایت تعریف شده میرسد که ممکن است تریدر آن را به عنوان سیگنالی بالقوه از تداوم روند ریزشی تفسیر کند. میتوان از میانگین متحرک، اوسیلاتورها یا سایر سیگنالهای تکنیکال برای تأیید بیشتر استفاده کرد. بریک اوت و بریک داون مزایا و معایب یکسانی دارند چون هر دو بر اساس یک مفهوم طراحی شدهاند.
4. استراتژی فیدینگ
این استراتژی به نوعی معامله بر خلاف مومنتوم (ضد روند) است. به عبارت دیگر هنگام فروش بازار، تریدر خرید انجام میدهد و هنگام خرید بازار، فروش.
ایده اصلی این استراتژی، ترید کردن ضد مومنتوم غالب به امید در پیش بودن اصلاح یا معکوس شدن در کوتاه مدت است. برای مثال، پس از یک حرکت صعودی قوی، ممکن است تریدر پیش از ورود به یک پوزیشن Short ضد روند، به دنبال نشانههای تضعیف مومنتوم باشد.
بازارهای پرنوسان میتوانند فرصتهایی ضد روند ایجاد کنند اما استراتژی فیدینگ ریسک قابل توجهی دارد چون ممکن است به جای معکوس شدن روند، شاهد ادامه آن باشیم. به همین دلیل، ممکن است تریدرها به جای فرض اینکه حرکت به صورت خودکار معکوس میشود، به دنبال سیگنالهای تکنیکال پشتیبان باشند.
در مجموع، این استراتژی بیشتر مناسب تریدرهای حرفهای است تا افراد مبتدی چون نیاز به تجربه داشته و ریسکهای مختلفی دارد.
مزایا:
- امکان تشخیص اصلاح یا معکوس شدگی کوتاه مدت
- ایجاد یک رویکرد ضد روند، در صورت تداوم روند
محدودیتها:
- ریسک ضرر در صورت تداوم روند غالب
- سختی تشخیص زمانبندی ستاپهای ضد روند و نیاز به مدیریت منظم ریسک
جمع بندی
استراتژیهای سوئینگ تریدینگ برای بازارهای مالی مختلف از جمله ارزهای دیجیتال، فارکس و بورس قابل استفاده هستند. بسته به شرایط بازار، ممکن است روشهای مختلف نتایج متفاوتی داشته باشند به همین دلیل، هیچ استراتژی برای همه شرایط مناسب نیست و باید طبق شرایط و ویژگیهای خودتان و وضعیت بازار، بهترین حالت را انتخاب کنید.
بهترین استراتژیهای سوئینگ تریدینگ برای کاربران مبتدی چه استراتژیهایی هستند؟
هیچ استراتژی کاملی وجود ندارد که برای همه تریدرهای مبتدی مناسب باشد. بهتر است تریدرهای مبتدی با استراتژیهایی شروع کنند که نیاز به دانش عمیقی درباره تحلیل تکنیکال ندارند. استراتژیهای پیروی از روند را امتحان کرده و سعی کنید اندیکاتورهای سوئینگ تریدینگ محبوب را تشخیص دهید.
چگونه کارآمد بودن یک استراتژی سوئینگ تریدینگ را تشخیص دهیم؟
تریدرها میتوانند با اعمال قوانین منسجم روی تعداد کافی معامله و بررسی سود و ضرر آنها، استراتژی مورد نظرشان را ارزیابی کنند. سود کوتاه مدت به تنهایی تضمینی برای ادامه سودآوری یک استراتژی در بلند مدت نیست.
دمو تریدینگ میتواند بدون ایجاد خطر از دست دادن موجودی، محیطی شبیه سازی شده برای تست یک استراتژی فراهم کند. تریدرها از دمو تریدینگ برای امتحان کردن ورود و خروج استفاده میکنند تا رفتار یک استراتژی را تحت شرایط مختلف بررسی کرده و پیش از تصمیم گیری برای استفاده از آن در بازار واقعی، قوانین معاملاتی خودشان را اصلاح کنند.
نکات کلیدی:
- سوئینگ تریدینگ با هدف سود بردن از تغییرات قیمتی انجام میشود که در بازارهای خرسی و گاوی رخ میدهند.
- پوزیشنهای سوئینگ تریدینگ بیشتر از یک روز و معمولاً کمتر از چند هفته باقی میمانند.
- استراتژیهای سوئینگ تریدینگ به دنبال تشخیص تغییرات قیمت کوتاه تا میان مدت هستند اما نتایج آنها متفاوت بوده و هر استراتژی ریسکهای خاصی دارد.
سوئینگ تریدینگ چیست؟
تریدرهای سوئینگ از استراتژیهای مخصوص برای تعیین نقاط ورود و خروج بالقوه در سطح تغییرات قیمتی استفاده میکنند که ممکن است طی چند روز یا چندین هفته پدیدار شوند. ممکن است این تریدرها هنگام ارزیابی چنین فرصتهایی، تحلیل تکنیکال و بنیادی را ترکیب کنند.
سوئینگ تریدینگ یکی از روشهای پرطرفدار اجرای معامله بوده و مبتنی بر این اصل است که تغییرات قیمت به ندرت خطی هستند چون دائماً توازن بین خریداران و فروشندگان در حال تغییر است. تریدرهای سوئینگ این تغییرات را به عنوان فرصت کسب سود در نظر میگیرند. بنابراین در صورت استفاده درست از اندیکاتورهای سوئینگ تریدینگ، حتی نوسانهای معمولی بازار هم میتوانند فرصتهای خوبی فراهم کنند.
برخلاف اسکالپینگ یا معامله روزانه، پوزیشنهای سوئینگ تریدینگ بیشتر از یک روز و معمولاً کمتر از چند هفته باقی میمانند. اما این محدودیتهای زمانی دقیق نیستند چون در صورت باقی ماندن مزایای یک پوزیشن، میتوان آن را تا یک ماه هم باز نگه داشت.
سوئینگ تریدینگ هم مزایا و معایب خاصی دارد. از آنجایی که پوزیشنها در طی چندین سشن باقی میمانند، تریدرها باید عواملی مثل کارمزدهای معاملاتی، اسپرید، نوسان بازار و تغییرات ناگهانی قیمت را در نظر داشته باشند.
روتین روزانه یک سوئینگ تریدر
معمولاً یک سوئینگ تریدر هر روز پیش از ورود به معامله، کار تحلیل جو احساسی بازار و صنعت مربوطه را انجام میدهد (عمدتاً از طریق تحلیل اخبار و شبکههای اجتماعی). انجام این کار ضروری است چون جو احساسی بازار، نگرش کلی سرمایه گذاران را نسبت به یک ارز دیجیتال نشان میدهد.
تریدر میتواند راجع به ارزهای دیجیتال تحقیق کرده و بررسی کند که آیا اخبار یا رویدادهای جالب توجهی در راه هستند که عده زیادی از آنها بی خبر باشند یا خیر. مثلاً ممکن است تریدر کانالهای شبکههای اجتماعی یا انجمنها را برای پیدا کردن اطلاعات بررسی کند. اطلاعات پیدا شده در چنین منابعی میتواند به تحلیل بنیادی توکن کمک کرده و دلایل بیشتری برای ورود به معامله در اختیار تریدر قرار دهد.
پس از آن میتوان با تحلیل فرصتهای بالقوه تریدینگ، یک لیست نظارت ساخت. در مجموع، وقتی سوئینگ تریدر این لیست را بررسی میکند، متوجه یکسری عوامل مهم میشود مثل حجم معاملات، روند تریدینگ، حرکات بازار، صعودها، مقاومت و حمایت. در صورت برقراری شرایط، تریدر میتواند بر اساس اندیکاتورهای مناسب تصمیم بگیرد که وارد معامله شود یا از آن خارج شود.
آیا سوئینگ تریدینگ بهتر از معامله روزانه است؟
پاسخ این سوال بستگی به اهداف و سلایق تریدر دارد. یکی از تفاوتهای مهم سوئینگ تریدینگ و معامله روزانه این است که تریدرهای روزانه پوزیشن را در طی شب حفظ نمیکنند. از این جهت، ممکن است تریدرهای سوئینگ ریسک ضرر بیشتری را متحمل شوند چون معمولاً پوزیشن را برای زمان طولانیتری حفظ میکنند.
سوئینگ تریدینگ در مجموع نسبت به معامله روزانه نیاز به نظارت کمتری دارد اما باز هم شامل ریسک بازار بوده و نیاز به مدیریت ریسک و معامله منظم دارد. در هر صورت، استراتژیهای تریدینگ مختلف هر کدام دارای ریسک ذاتی مشخصی هستند. بسته به نوع بازاری که در آن مشغول هستید، نتایج به دست آمده برای شما بر اساس اصول معاملاتی خودتان متفاوت خواهد بود.
استراتژی سوئینگ تریدینگ چیست؟
سوئینگ تریدینگ سعی دارد تغییرات قیمتی را که طی چندین روز یا هفته رخ میدهند، مشخص کند. بسته به استراتژی انتخابی، ممکن است تریدرها از روند موجود پیروی کرده، بر اساس شکستن سطوح مقاومت و حمایت عمل کرده یا به دنبال یک اصلاح قطعی باشند. شرایط بازار میتواند بر عملکرد ستاپهای مختلف تأثیرگذار باشد، به همین دلیل ممکن است تریدرها بر اساس جهت روند، نوسان قیمت و ساختار آن رویکرد خودشان را تنظیم کنند.
تریدرها میتوانند برای تسلط بر سوئینگ تریدینگ استراتژیهای مختلفی را انتخاب کنند که هر کدام بر اساس ترکیبات مختلف روشهای تحلیل تکنیکال و بنیادی طراحی شدهاند.
همچنین ممکن است تریدرها رویدادها یا اخبار مهم پیش رو را مد نظر قرار دهند چون تحولات غیرمنتظره میتوانند نوسان را افزایش دهند و هر ستاپ تکنیکالی را تخریب کنند. به این دلیل که چنین اخباری معمولاً بر بازار تأثیر گذاشته و باعث حرکات نسبتاً بزرگ در قیمتها میشود.
اصول کلی استراتژیهای سوئینگ تریدینگ
ممکن است تریدرهای سوئینگ برای ارزیابی معاملات بالقوه مختلف، از ترکیب تحلیل بنیادی و تکنیکال استفاده کنند. اندیکاتورهای تکنیکال و نمودارهای قیمت به تریدرها برای ارزیابی روند، مونتوم، نقاط ورود و خروج و سطح ریسک کمک میکنند.
اندیکاتورهای تکنیکال
هدف استفاده از اندیکاتورهای تکنیکال این است که تریدرها بتوانند تصمیمات منطقیتری برای سرمایه گذاری بگیرند. از آنجایی که این اندیکاتورها مبتنی بر اصول محاسباتی هستند، دید بهتری راجع به حجم معاملات و یا قیمت یک دارایی ایجاد میکنند. مثلاً تریدرها میتوانند ارزش یک ارز دیجیتال را قبل و بعد از یک رویداد یا خبر مقایسه کرده و سپس فرصتهای معاملاتی بالقوه را بر اساس این مقایسه پیدا کنند.
برخی از پرکاربردترین اندیکاتورها عبارتند از:
شاخص قدرت نسبی (RSI)
RSI قدرت روند و پتانسیل تغییر آن را ارزیابی میکند. تریدرها میتوانند با تشخیص رابطه بین قیمت یک ارز دیجیتال و تقاضا، مشخص کنند که یک ارز دیجیتال در وضعیت اشباع خرید قرار دارد یا اشباع فروش.
معمولاً RSI بالاتر از 70 اشباع خرید و RSI کمتر از 30 اشباع فروش محسوب میشود. اما این سطوح، سیگنال خرید یا فروش مستقلی محسوب نمیشوند و ممکن است همزمان با ادامه یک روند قوی، RSI افزایش یا کاهش پیدا کند. به همین دلیل تریدرها باید برای ارزیابی مومنتوم و احتمال معکوس شدن روند، از RSI به همراه پرایس اکشن و سایر اندیکاتورها استفاده کنند.
میانگین متحرک (MA)
میانگین متحرک یک اندیکاتور استاندارد سوئینگ تریدینگ است که تریدرها برای تشخیص سطوح حمایت و مقاومت حین نوسان قیمت کوتاه مدت از آن استفاده میکنند. میانگین متحرک، میانگین قیمت یک دارایی را برای یک دوره مشخص محاسبه کرده و نوسان کوتاه مدت را که میتواند باعث ایجاد ابهام برای تریدرهای کم تجربه شود، هموارتر میکند. میانگین متحرک ساده (SMA) و میانگین متحرک نمایی (EMA) جزء انواع اصلی میانگینهای متحرک هستند. بازههای پرکاربرد برای میانگین متحرک هم 10، 20، 50، 100 و 200 روزه هستند؛ اما بازه انتخابی بستگی به استراتژی تریدر و تایم فریم نمودار دارد.
باند بولینگر (BB)
تریدرهای سوئینگ میتوانند از بولینگر باندز برای ارزیابی وضعیت قیمت نسبت به نوسان اخیر استفاده کنند. این اندیکاتور متشکل از باند وسط میانگین متحرک و باندهای بالایی و پایینی است که بر اساس انحراف معیار رسم میشوند.
نزدیک شدن نمودار قیمت به باندهای بیرونی یا لمس شدن آنها، میتواند نشان دهنده بالا یا پایین بودن آن نسبت به محدودههای قیمت اخیر باشد اما لمس باند به تنهایی معکوس شدگی را تأیید نمیکند. تریدرها میتوانند هنگام ارزیابی ستاپهای معاملاتی بالقوه، از این باندها در کنار پرایس اکشن و اندیکاتورهای دیگر استفاده کنند.
تحلیل نمودار روزانه
نمودار روزانه، دادههای اخیر را به صورت گرافیکی نشان داده و تغییرات قیمت یک روز معاملاتی را برای یک دارایی خاص در بازه زمانی تعیین شده مشخص میکند.
در ادامه چند مثال را بررسی میکنیم.
الگوهای معاملاتی مثلثی
با تثبیت قیمت در یک بازه محدود، الگوهای مثلثی شکل میگیرند. از جمله نمونههای رایج میتوان به مثلثهای متقارن، صعودی و نزولی اشاره کرد. تریدرها میتوانند عبور نمودار قیمت از مرزهای بالقوه را به عنوان سیگنال حرکت جهت دار بعدی در نظر بگیرند.
الگوهای مثلث میتوانند در تایم فریمهای مختلف نمایان شوند و میتوان در تحلیل کوتاه مدت و همچنین سوئینگ تریدینگ از آنها استفاده کرد.
پرچم و سه گوش
الگوهای پرچم و سه گوش میتوانند نشان دهنده تداوم روند باشند. معمولاً پرچم یا سه گوش هنگام پول بک قیمت ارزهای دیجیتال مشاهده میشود که پیش از ادامه جهت اصلی، چندین بالا و پایین کوچک دارند.
سر و شانه
سر و شانه هم یک الگوی معکوس شدن روند است که به تریدرها برای تشخیص معکوس شدگی بالقوه روند کمک میکند. این الگو از سه اوج تشکیل شده که بلندترین آنها در وسط قرار دارد.
استراتژیهای سوئینگ تریدینگ
تریدرهای سوئینگ میتوانند بسته به ساختار بازار و برنامه معاملاتی خودشان از رویکردهای مختلفی استفاده کنند.
چهار مورد از پرکاربردترین استراتژیهای سوئینگ تریدینگ عبارتند از:
- استراتژی تشخیص روند
تریدرهای روند معمولاً پوزیشن خودشان را تا هنگام تغییر روند حفظ میکنند اما تریدرهای سوئینگ، با رسیدن به سود مورد نظر از پوزیشن خارج میشوند. شاید غیرمعمول به نظر برسد اما تریدرهای سوئینگ میتوانند از مفهوم تشخیص روند برای تشخیص جهت روند استفاده کنند تا در کوتاه مدت به سود برسند.
در ستاپ تشخیص روند، تریدر اول یک روند غالب را شناسایی کرده و پیش از نشانههای ادامه روند، به دنبال نشانههای پول بک است. اندیکاتورهای تکنیکال مثل RSI و میانگینهای متحرک میتوانند اطلاعات زمینهای بیشتری فراهم کنند. مثلاً ممکن است تریدرها بررسی کنند که نمودار قیمت به سطح 50 MA که قبلاً به عنوان حمایت عمل کرده، چه واکنشی نشان میدهد.
هدف، استفاده از روند غالب، سطوح مقاومت و حمایت و سایر سیگنالهای تکنیکال برای تشخیص سطوح ورود و خروج و همچنین مدیریت ریسک است.
مزایا:
- افزایش انعطاف پذیری برای تریدرها تا بتوانند بدون درگیر شدن با پوزیشنهای بلند مدت، از نوسان کوتاه مدت قیمت سود ببرند.
- فرصتهای بیشتر ورود و خروج به دلیل نوسان کریپتو
محدودیتها:
- بیشتر شدن هزینه تراکنشها چون ممکن است تریدرهای سوئینگ معاملات بیشتری انجام دهند؛ در نتیجه کارمزدها، اسلیپیج و اسپرد درخواست – پیشنهاد افزایش پیدا میکند.
- نیازمند نظارت بیشتر است اما نه به اندازه معامله روزانه و برای تریدرهایی که مشغله زیادی دارند، زمانبر و پر استرس است.
2. استراتژی سوئینگ بریک اوت
بریک اوت صعودی زمانی رخ میدهد که نمودار قیمت از بالای یک محدوده تریدینگ یا سطح مقاومت تعریف شده عبور میکند. تریدرهای سوئینگ، با استفاده از این استراتژی، بریک اوت را به عنوان یک نشانه بالقوه از شکل گیری نیروی صعودی در نظر میگیرند.
ممکن است تریدرها پیش از ورود به پوزیشن، منتظر تأیید بیشتر برای احتمال باقی ماندن قیمت، بالاتر از سطح بریک اوت باشند. اما ممکن است بریک اوتها به سرعت شکست خورده و نمودار قیمت به محدوده قبل برگردد.
مزایا:
- قابلیت تشخیص حرکات جهت دار قوی، هنگام حفظ بریک اوت
- قابلیت اعمال برای شرایط بازار و الگوهای تحکیم مختلف
محدودیتها:
- بریک اوتهای فیک میتوانند به سرعت معکوس شوند.
- ممکن است تریدرهای مختلف، تفسیر متفاوتی از سطوح حمایت و مقاومت داشته باشند.
- ستاپهای بریک اوت هم نیاز به تأیید و مدیریت ریسک دارند.
3. استراتژی سوئینگ بریک داون
استراتژی سوئینگ بریک داون، نسخه خرسی (نزولی) استراتژی بریک اوت است. این حالت زمانی رخ میدهد که نمودار قیمت به پایین یک سطح حمایت تعریف شده میرسد که ممکن است تریدر آن را به عنوان سیگنالی بالقوه از تداوم روند ریزشی تفسیر کند. میتوان از میانگین متحرک، اوسیلاتورها یا سایر سیگنالهای تکنیکال برای تأیید بیشتر استفاده کرد. بریک اوت و بریک داون مزایا و معایب یکسانی دارند چون هر دو بر اساس یک مفهوم طراحی شدهاند.
4. استراتژی فیدینگ
این استراتژی به نوعی معامله بر خلاف مومنتوم (ضد روند) است. به عبارت دیگر هنگام فروش بازار، تریدر خرید انجام میدهد و هنگام خرید بازار، فروش.
ایده اصلی این استراتژی، ترید کردن ضد مومنتوم غالب به امید در پیش بودن اصلاح یا معکوس شدن در کوتاه مدت است. برای مثال، پس از یک حرکت صعودی قوی، ممکن است تریدر پیش از ورود به یک پوزیشن Short ضد روند، به دنبال نشانههای تضعیف مومنتوم باشد.
بازارهای پرنوسان میتوانند فرصتهایی ضد روند ایجاد کنند اما استراتژی فیدینگ ریسک قابل توجهی دارد چون ممکن است به جای معکوس شدن روند، شاهد ادامه آن باشیم. به همین دلیل، ممکن است تریدرها به جای فرض اینکه حرکت به صورت خودکار معکوس میشود، به دنبال سیگنالهای تکنیکال پشتیبان باشند.
در مجموع، این استراتژی بیشتر مناسب تریدرهای حرفهای است تا افراد مبتدی چون نیاز به تجربه داشته و ریسکهای مختلفی دارد.
مزایا:
- امکان تشخیص اصلاح یا معکوس شدگی کوتاه مدت
- ایجاد یک رویکرد ضد روند، در صورت تداوم روند
محدودیتها:
- ریسک ضرر در صورت تداوم روند غالب
- سختی تشخیص زمانبندی ستاپهای ضد روند و نیاز به مدیریت منظم ریسک
جمع بندی
استراتژیهای سوئینگ تریدینگ برای بازارهای مالی مختلف از جمله ارزهای دیجیتال، فارکس و بورس قابل استفاده هستند. بسته به شرایط بازار، ممکن است روشهای مختلف نتایج متفاوتی داشته باشند به همین دلیل، هیچ استراتژی برای همه شرایط مناسب نیست و باید طبق شرایط و ویژگیهای خودتان و وضعیت بازار، بهترین حالت را انتخاب کنید.
بهترین استراتژیهای سوئینگ تریدینگ برای کاربران مبتدی چه استراتژیهایی هستند؟
هیچ استراتژی کاملی وجود ندارد که برای همه تریدرهای مبتدی مناسب باشد. بهتر است تریدرهای مبتدی با استراتژیهایی شروع کنند که نیاز به دانش عمیقی درباره تحلیل تکنیکال ندارند. استراتژیهای پیروی از روند را امتحان کرده و سعی کنید اندیکاتورهای سوئینگ تریدینگ محبوب را تشخیص دهید.
چگونه کارآمد بودن یک استراتژی سوئینگ تریدینگ را تشخیص دهیم؟
تریدرها میتوانند با اعمال قوانین منسجم روی تعداد کافی معامله و بررسی سود و ضرر آنها، استراتژی مورد نظرشان را ارزیابی کنند. سود کوتاه مدت به تنهایی تضمینی برای ادامه سودآوری یک استراتژی در بلند مدت نیست.
دمو تریدینگ میتواند بدون ایجاد خطر از دست دادن موجودی، محیطی شبیه سازی شده برای تست یک استراتژی فراهم کند. تریدرها از دمو تریدینگ برای امتحان کردن ورود و خروج استفاده میکنند تا رفتار یک استراتژی را تحت شرایط مختلف بررسی کرده و پیش از تصمیم گیری برای استفاده از آن در بازار واقعی، قوانین معاملاتی خودشان را اصلاح کنند.