چگونه استراتژیهای معاملاتی مختلف را برای شرایط مختلف بازار ترکیب کنیم؟
نکات کلیدی:
- هیچ استراتژی خاصی برای همه شرایط بازار مناسب نیست. با ترکیب روشهای مختلف میتوانید به بازده مطمئنتری برسید.
- چرخههای بازار سه وضعیت مهم دارند – روند، رنج و نوسان – که هر کدام میتوانند برای استراتژیهای خاصی مناسب باشند.
- پورتفولیویی که به شکل مناسب برای چندین استراتژی طراحی شده باشد میتواند همزمان از معاملات مبتنی بر روند، رباتهای گرید و غیره استفاده کند.
چرا یک استراتژی کافی نیست؟
هر استراتژی معاملاتی برای شرایط خاصی از بازار طراحی شده و برخی شرایط بازار هم باعث تخریب آن میشوند. مثلاً یک سیستم کراس اور میانگین متحرک میتواند در بازاری با روند قوی به نتایج خوب برسد اما همین سیستم میتواند در یک دورهی رِنج و نوسانی که نمودار قیمت در آن دائماً به صورت محدود بالا و پایین میشود، بخش قابلتوجهی از سودهای قبلی را بهدلیل ورودهای کاذبِ مکرر از بین ببرد.
این شرایط که به آن وابستگی به رژیم بازار گفته میشود، تقریباً برای همه انواع استراتژیها صدق میکند. مثلاً یک استراتژی پیروی از روند، میتواند در بازار خنثی/رنج با شکست روبرو شود چون در این حالت تریدر دائماً وارد پوزیشنهایی میشود که پیش از ایجاد هر گونه دستاوردی، معکوس میشوند. در مقابل، یک استراتژی رنج پس از اینکه قیمت از کانال خارج شده و شروع به حرکت در یک جهت خاص میکند، دائماً استاپ خواهد شد.
البته هیچ کدام از این استراتژیها به تنهایی ناقص نیستند. مشکل، اتکا به یک استراتژی برای انواع شرایطی است که متناسب با آنها طراحی نشده است.
ترکیب استراتژیها با نقاط مناسب برای آنها – به جای فعالیت بر مبنای تنها یک استراتژی – به ایجاد نتایج منسجمتر در کل سیکل کمک میکند. صرف نظر از اینکه در حال حاضر کدام وضعیت بازار فعال است، یک استراتژی حرفهای و موفق همیشه آمادگی لازم را برای شرایط مختلف بازار دارد.
چگونه رژیم فعلی بازار را تشخیص دهیم؟
پیش از انتخاب استراتژی، باید راهی مطمئن برای تشخیص رژیم فعلی بازار داشته باشید چون استفاده از ابزار غلط برای شرایط نادرست، میتواند آسیبهای چشمگیری به همراه داشته باشد. در مجموع میتوان رژیمهای مختلف بازار را به سه رژیم اصلی تقسیم کرد. هر رژیم سیگنالهایی را ایجاد میکند که با در اختیار داشتن اطلاعات مناسب میتوان آنها را تشخیص داد. سه رژیم اصلی بازار عبارتند از:
- بازار دارای روند (Trending): نمودار قیمت در روند صعودی، اوجها و کفهای بالاتر و در روند نزولی، اوجها و کفهای پایینتر را شکل میدهد بدون اینکه بین این نوسانها همپوشانی چشمگیری وجود داشته باشد. بالاتر رفتن مقدار شاخص ADX از 25 قدرت روند را تأیید میکند. میانگینهای متحرک از یکدیگر دور شده و شیب آنها به سمت روند است؛ بر خلاف بازار راکد که در آن حالتی صاف و در هم دارند.
- بازار رنج: در این بازار، قیمتها بین محدودههای پشتیبانی و مقاومت مشخص نوسان دارند و بدون اینکه این سطوح به شکل قاطع شکسته شوند، دائماً آنها را لمس میکنند. ADX زیر 20 نشان دهنده عدم وجود حرکت قدرتمند در هر یک از دو سمت است. میانگینهای متحرک صاف شده و دائماً از هم عبور میکنند چون قیمت جهتی مشخص و قوی ندارد.
- بازار پرنوسان یا غیرقطعی: در این حالت، دامنه نوسان روزانه بهطور محسوسی از میانگین اخیر بیشتر میشود. باندهای بولینگر به شکل چشمگیری به سمت بیرون گسترش پیدا میکنند چون نوسان قیمت در هر دو سمت زیاد است. هیچ سوگیری مشخصی به سمت خاصی وجود ندارد. پس از مشخص شدن نتیجه یک محرک مهم بازار، نمودار قیمت میتواند از هر طرف شکسته شود.
البته این سیگنالها به هیچ وجه کامل نیستند و همه اندیکاتورهای معرفی شده در این مطلب، جزئیات بسیار بیشتری دارند و میتوانید برای کسب اطلاعات بیشتر به مطالب مربوطه مراجعه کنید.
عدم تشخیص درست رژیم حاکم بر بازار، باعث میشود که یک استراتژی برای شرایط اشتباه اجرا شود. پس قبل از اجرای هر استراتژی، اول باید رژیم حاکم بر بازار را تشخیص دهید.
فلوچارت زیر، سیگنالهای قابل استفاده برای تشخیص رژیم حاکم بر بازار را نشان میدهد.
تطبیق استراتژیها با شرایط بازار
پس از شناسایی رژیم فعلی بازار، باید استراتژی و ابزارهای مناسب آن را پیدا کنید. در جدول زیر، خلاصهای از سه رژیم اصلی بازار را مشاهده میکنید به همراه استراتژی مناسب برای هر کدام از آنها.
| شرایط بازار | استراتژی |
| روند صعودی قوی | پیروی از روند |
| روند نزولی قوی | فروش استقراضی (شورت سل) |
| نوسان شدید | بریک اوت تریدینگ |
| رویداد محور | معاملات مبتنی بر نوسان |
| جهت نامشخص | هجینگ |
| رنج | خرید پشتیبانی، فروش مقاومت |
| نوسان کم | معکوس شدن میانگین، کری |
رژیم دارای روند (سطرهای 1 و 2 جدول بالا): در یک روند صعودی قوی، پیروی از روند میتواند اثربخش باشد چون خود قیمت بخش اصلی کار را انجام میدهد. در این شرایط، کار شما ماندن در پوزیشن است و اینکه اجازه دهید در صورت ادامه حرکت بیشتر از حد مورد انتظار، یک استاپ متحرک از سود شما حفاظت کند. در روند نزولی قوی، همین شرایط برای فروش استقراضی (شورت سل) صدق میکند: در این شرایط، قراردادهای معکوس یا قراردادهای دائم USDT امکان ورود به پوزیشنی در جهت نزولی/فروش استقراضی را فراهم میکنند. قبل از ورود به معامله هم میتوانید با سفارشات TP/SL نقاط خروج را تعریف کنید.
لازم به ذکر است که همه انواع معاملات فیوچرز میتوانند شامل لوریج باشند. به همین دلیل، تنظیم اندازه پوزیشن و حد ضرر نسبت به استراتژیهای اسپات اهمیت بیشتری دارد چون در صورت عدم مدیریت درست پوزیشن، ضررها میتوانند کل مارجین شما را از بین ببرند.
نوسان یا شرایط غیرقطعی (سطرهای 3، 4 و 5 از جدول بالا): نوسانهای شدید پیش از یک عامل برنامه ریزی شده، برای بریک اوت تریدینگ مناسب هستند: وقتی نمودار قیمت در یک جهت خاص، از یک سطح مشخص عبور کند، سفارشات استاپ فعال میشوند و میتوانید بدون نیاز به پیش بینی چگونگی عبور از سطح، از حرکت استفاده کنید. وقتی جهت قطعی نیست، به جای حدس زدن نتیجه، باید به فکر پوشش دادن پوزیشن بود. در چنین شرایطی، قراردادهای آپشن میتوانند مفید باشند. تریدینگ بر اساس نوسان رویداد محور هم به همین صورت است یعنی شما پیش از وقوع یک رویداد شناخته شده، وارد پوزیشن شده و سفارشاتی شرطی تنظیم میکنید که تنها در صورت برقراری شرایط زمانی یا قیمتی خاص فعال میشوند.
شرایط کم نوسان/رنج (سطرهای 6 و 7 از جدول بالا): وقتی قیمت بین دو سطح تعیین شده گیر میکند، معمولاً استراتژیهای جهتی عملکرد خوبی ندارند. اما رباتهای گرید نیاز به جهت خاصی ندارند. یک ربات گرید فیوچرز یا اسپات، مجموعهای پلکانی از سفارشها را در سطح یک محدوده قیمت تنظیم کرده و از نوسان ایجاد شده سود میبرد. ربات به صورت خودکار و بدون اینکه کاربر نیاز به صرف کردن وقت برای زمانبندی دستی هر نوسان داشته باشد، خرید در کف و فروش در اوج را انجام میدهد.
ایجاد یک پورتفولیوی چند استراتژی
در صورت آشنایی با نحوه خواندن سیگنالها، تطبیق دادن یک استراتژی با یک رژیم بازار کار سختی نخواهد بود. اجرای همزمان چندین استراتژی – چون معمولاً بازار داراییهای مختلف، همزمان در رژیمهای متفاوتی قرار دارد – میتواند نقطه شروعی برای اثربخشی پورتفولیوی چند استراتژی باشد. مثلاً ممکن است بیت کوین در یک روند صعودی پایدار قرار داشته باشد و همزمان یک آلت کوین با مارکت کپ متوسط، در یک محدوده رنج بسیار محدود باشد. هیچ دلیلی وجود ندارد که یک اکانت، همزمان نتواند پوزیشنهایی مناسب با هر دو وضعیت داشته باشد.
یک ساختار عملی، استفاده از سه بخشی است که به صورت موازی هم کار میکنند و هر یک در پورتفولیوی کاربر دارای نقش متفاوتی هستند:
فیوچرز (معامله مبتنی بر روند): پوزیشن اصلی جهت دار، فیوچرز است و هر دارایی را که در یک لحظه روند مشخصی دارد، دنبال میکند. پوزیشن دائم لانگ بیت کوین با حد ضرر متحرکی که حین یک روند صعودی تأیید شده به آن پیوست شده، مثال خیلی خوبی از این گزینه است. حد ضرر متحرک، به حفظ سود تریدرها کمک میکند بدون اینکه نیاز داشته باشند با هر تغییر قیمت، سطح خروج را به شکل دستی تنظیم کنند.
گرید بات: وقتی بیت کوین روند خاصی دارد، آلت کوینی که در یک محدوده خاص حرکت میکند حرکت چشمگیری در یک جهت نخواهد داشت. اما باز هم چنین کوینی نوسان دارد و یک ربات گرید میتواند به استفاده از این حرکات کمک کند. چنین رباتی، دائماً نزدیک کف رنج خرید کرده و نزدیک اوج آن فروش انجام میدهد بدون اینکه نیاز باشد خود تریدر هر بار درگیر انجام این کارها شود.
کسب بازده از سرمایه بلااستفاده: نباید هر بار کل سرمایه را برای پوزیشنهای فعال استفاده کرد. میتوانید از USDT که در حال حاضر برای سایر استراتژیها از آن استفاده نمیکنید، در استراتژیهای کسب بازده انعطاف پذیر استفاده کنید.
همانطور که مشاهده میکنید، هر یک از این سه مؤلفه نقش خاصی در اکانت شما دارند:
- پوزیشن فیوچرز از جهت استفاده میکند.
- ربات گرید از رنج بهره میبرد.
- سرمایهای که قبلاً بی استفاده بود، برای کسب سود استفاده میشود.
به این ترتیب، پورتفولیوی شما به جای تنها یک وضعیت خاص از بازار، برای شرایط مختلف قابل استفاده است.
به عنوان نمونه، میتوان چنین ترکیبی را در نظر گرفت:
| بخش مربوطه | درصد تخصیص | نقش |
| فیوچرز | 50 درصد | استفاده از حرکتهای جهتی |
| ربات گرید | 30 درصد | استفاده از بازار رنج |
| کسب سود از سرمایه بی استفاده | 20 درصد | حفظ ارزش سرمایه و کسب بازده |
توجه: این حالت خاص تقسیم بندی سرمایه صرفاً برای مثال ارایه شده نه به عنوان توصیه و نباید آن را حالت بهینه برای همه اکانتها تلقی کرد. تخصیص سرمایه برای هر تریدر بستگی به سطح تحمل ریسک، حجم سرمایه و تعداد داراییهایی دارد که همزمان آنها را مدیریت میکند. همانطور که قبلاً اشاره شد، پوزیشنهای فیوچرز ریسک لوریج را هم دارند که باید با دقت آن را تنظیم کرد.
هیچ نسبت ثابتی وجود ندارد که برای همه تریدرها یا چرخههای بازار مناسب باشد. تقسیم بندی بالا صرفاً برای نشان دادن نحوه تعامل این سه بخش است و نباید بدون بررسیهای کافی آن را برای حساب خودتان کپی کنید.
مدیریت ریسک هنگام تغییر شرایط بازار
گاهی اوقات پایان رژیمهای بازار واضح نیست. ممکن است این رژیمها به تدریج محو شده یا ناگهان شکسته شوند و پورتفولیویی که برای شرایط قبلی ساخته شده، باید پیش از برقراری کامل شرایط جدید بازسازی شود. برای انجام این کار:
- مراقب سیگنالهای نشان دهنده پایان رژیم فعلی باشید مثل از دست رفتن مومنتوم روند جاری در صورتی که ADX از بالای 25 سقوط کرده یا مثلاً سطوح مقاومت یا پشتیبانی شکسته میشوند.
- با تغییر شرایط، به جای بستن همه پوزیشنهای قبلی و ورود یکباره به پوزیشنهای جدید، اندازه پوزیشنها را به صورت تدریجی تنظیم کنید. بریک اوت فیک ممکن است پیش از تغییر واقعی رژیم بازار، معکوس شود.
- اجازه دهید که سفارشات TP/SL و حد ضرر متحرک خروج شما را به صورت خودکار تنظیم کنند تا تأخیر واکنش دستی باعث ایجاد ضرر بزرگ در هنگام تغییر رژیم بازار نشود.
- ریسک کل پورتفولیوی خودتان را در سطح همه استراتژیهای فعال به صورت یکجا در نظر بگیرید نه به شکل مجزا. اگر داراییهای مرتبط با هم همزمان علیه شما حرکت کنند، ممکن است یک پوزیشن فیوچرز و یک ربات گرید همزمان سقوط کنند.
اشتباهات رایج
برخی اشتباهات رایج تریدرها در زمینه مدیریت پورتفولیوی چند استراتژی عبارتند از:
- تغییر مکرر استراتژی: واکنش نشان دادن به هر کندل نویزی به جای تغییرات تأیید شده، میتواند باعث جهشهای پی در پی بین حالتهای مختلف شود. چنین رویکردی میتواند به واسطه کارمزدها، اسلیپیج و ورود در زمان نامناسب به تدریج بازده شما را از بین ببرد.
- رها کردن استراتژی هنگام افت معمول سرمایه: هر استراتژی ممکن است گاهی اوقات و در مواردی خاص به نتیجه مطلوب نرسد. خروج با اولین نشانه ریزش میتواند باعث از دست رفتن فرصتها شود چون احتمال ریکاوری سریع در چنین شرایطی وجود دارد.
- اجرای تعداد زیادی استراتژی بدون قواعد واضح: اضافه کردن استراتژیهای بیشتر لزوماً بهتر نیست به خصوص اگر نتوانید به صورت واضح مشخص کنید که کدامیک باید فعال بوده و چه زمانی متوقف شود.
- نادیده گرفتن ارتباط بین استراتژیها: دو پوزیشنی که به ظاهر متنوع به نظر میرسند، در صورت مرتبط بودن دارایی مبنا میتوانند هماهنگ با هم حرکت کنند – در نتیجه به جای پخش شدن ریسک، متمرکز شدن آن را به همراه خواهند داشت.
- جابجایی در اثر حدس و گمان به جای تریگرهای تعریف شده: تغییر رژیم بازار باید با سیگنالهای قابل مشاهده تأیید شود مثل ADX یا شکستن رنج – نه با این حدس و گمان که یک استراتژی خاص دیگر کاربردی ندارد.
جمع بندی
بازارها چرخههای خاصی دارند و هیچ استراتژی خاصی برای تمامی شرایط بازار مناسب نیست. استراتژی روند محور، در بازار دارای روندی مشخص به نتیجه رسیده و در بازار رنج با ضرر همراه خواهد بود؛ عکس این نکته برای رویکردهای مبتنی بر رنج صدق میکند. ترکیب استراتژیها به جای استفاده از تنها یک استراتژی، کمک میکند تا همواره برای شرایط و رژیمهای مختلف بازار آماده باشید.
نکات کلیدی:
- هیچ استراتژی خاصی برای همه شرایط بازار مناسب نیست. با ترکیب روشهای مختلف میتوانید به بازده مطمئنتری برسید.
- چرخههای بازار سه وضعیت مهم دارند – روند، رنج و نوسان – که هر کدام میتوانند برای استراتژیهای خاصی مناسب باشند.
- پورتفولیویی که به شکل مناسب برای چندین استراتژی طراحی شده باشد میتواند همزمان از معاملات مبتنی بر روند، رباتهای گرید و غیره استفاده کند.
چرا یک استراتژی کافی نیست؟
هر استراتژی معاملاتی برای شرایط خاصی از بازار طراحی شده و برخی شرایط بازار هم باعث تخریب آن میشوند. مثلاً یک سیستم کراس اور میانگین متحرک میتواند در بازاری با روند قوی به نتایج خوب برسد اما همین سیستم میتواند در یک دورهی رِنج و نوسانی که نمودار قیمت در آن دائماً به صورت محدود بالا و پایین میشود، بخش قابلتوجهی از سودهای قبلی را بهدلیل ورودهای کاذبِ مکرر از بین ببرد.
این شرایط که به آن وابستگی به رژیم بازار گفته میشود، تقریباً برای همه انواع استراتژیها صدق میکند. مثلاً یک استراتژی پیروی از روند، میتواند در بازار خنثی/رنج با شکست روبرو شود چون در این حالت تریدر دائماً وارد پوزیشنهایی میشود که پیش از ایجاد هر گونه دستاوردی، معکوس میشوند. در مقابل، یک استراتژی رنج پس از اینکه قیمت از کانال خارج شده و شروع به حرکت در یک جهت خاص میکند، دائماً استاپ خواهد شد.
البته هیچ کدام از این استراتژیها به تنهایی ناقص نیستند. مشکل، اتکا به یک استراتژی برای انواع شرایطی است که متناسب با آنها طراحی نشده است.
ترکیب استراتژیها با نقاط مناسب برای آنها – به جای فعالیت بر مبنای تنها یک استراتژی – به ایجاد نتایج منسجمتر در کل سیکل کمک میکند. صرف نظر از اینکه در حال حاضر کدام وضعیت بازار فعال است، یک استراتژی حرفهای و موفق همیشه آمادگی لازم را برای شرایط مختلف بازار دارد.
چگونه رژیم فعلی بازار را تشخیص دهیم؟
پیش از انتخاب استراتژی، باید راهی مطمئن برای تشخیص رژیم فعلی بازار داشته باشید چون استفاده از ابزار غلط برای شرایط نادرست، میتواند آسیبهای چشمگیری به همراه داشته باشد. در مجموع میتوان رژیمهای مختلف بازار را به سه رژیم اصلی تقسیم کرد. هر رژیم سیگنالهایی را ایجاد میکند که با در اختیار داشتن اطلاعات مناسب میتوان آنها را تشخیص داد. سه رژیم اصلی بازار عبارتند از:
- بازار دارای روند (Trending): نمودار قیمت در روند صعودی، اوجها و کفهای بالاتر و در روند نزولی، اوجها و کفهای پایینتر را شکل میدهد بدون اینکه بین این نوسانها همپوشانی چشمگیری وجود داشته باشد. بالاتر رفتن مقدار شاخص ADX از 25 قدرت روند را تأیید میکند. میانگینهای متحرک از یکدیگر دور شده و شیب آنها به سمت روند است؛ بر خلاف بازار راکد که در آن حالتی صاف و در هم دارند.
- بازار رنج: در این بازار، قیمتها بین محدودههای پشتیبانی و مقاومت مشخص نوسان دارند و بدون اینکه این سطوح به شکل قاطع شکسته شوند، دائماً آنها را لمس میکنند. ADX زیر 20 نشان دهنده عدم وجود حرکت قدرتمند در هر یک از دو سمت است. میانگینهای متحرک صاف شده و دائماً از هم عبور میکنند چون قیمت جهتی مشخص و قوی ندارد.
- بازار پرنوسان یا غیرقطعی: در این حالت، دامنه نوسان روزانه بهطور محسوسی از میانگین اخیر بیشتر میشود. باندهای بولینگر به شکل چشمگیری به سمت بیرون گسترش پیدا میکنند چون نوسان قیمت در هر دو سمت زیاد است. هیچ سوگیری مشخصی به سمت خاصی وجود ندارد. پس از مشخص شدن نتیجه یک محرک مهم بازار، نمودار قیمت میتواند از هر طرف شکسته شود.
البته این سیگنالها به هیچ وجه کامل نیستند و همه اندیکاتورهای معرفی شده در این مطلب، جزئیات بسیار بیشتری دارند و میتوانید برای کسب اطلاعات بیشتر به مطالب مربوطه مراجعه کنید.
عدم تشخیص درست رژیم حاکم بر بازار، باعث میشود که یک استراتژی برای شرایط اشتباه اجرا شود. پس قبل از اجرای هر استراتژی، اول باید رژیم حاکم بر بازار را تشخیص دهید.
فلوچارت زیر، سیگنالهای قابل استفاده برای تشخیص رژیم حاکم بر بازار را نشان میدهد.
تطبیق استراتژیها با شرایط بازار
پس از شناسایی رژیم فعلی بازار، باید استراتژی و ابزارهای مناسب آن را پیدا کنید. در جدول زیر، خلاصهای از سه رژیم اصلی بازار را مشاهده میکنید به همراه استراتژی مناسب برای هر کدام از آنها.
| شرایط بازار | استراتژی |
| روند صعودی قوی | پیروی از روند |
| روند نزولی قوی | فروش استقراضی (شورت سل) |
| نوسان شدید | بریک اوت تریدینگ |
| رویداد محور | معاملات مبتنی بر نوسان |
| جهت نامشخص | هجینگ |
| رنج | خرید پشتیبانی، فروش مقاومت |
| نوسان کم | معکوس شدن میانگین، کری |
رژیم دارای روند (سطرهای 1 و 2 جدول بالا): در یک روند صعودی قوی، پیروی از روند میتواند اثربخش باشد چون خود قیمت بخش اصلی کار را انجام میدهد. در این شرایط، کار شما ماندن در پوزیشن است و اینکه اجازه دهید در صورت ادامه حرکت بیشتر از حد مورد انتظار، یک استاپ متحرک از سود شما حفاظت کند. در روند نزولی قوی، همین شرایط برای فروش استقراضی (شورت سل) صدق میکند: در این شرایط، قراردادهای معکوس یا قراردادهای دائم USDT امکان ورود به پوزیشنی در جهت نزولی/فروش استقراضی را فراهم میکنند. قبل از ورود به معامله هم میتوانید با سفارشات TP/SL نقاط خروج را تعریف کنید.
لازم به ذکر است که همه انواع معاملات فیوچرز میتوانند شامل لوریج باشند. به همین دلیل، تنظیم اندازه پوزیشن و حد ضرر نسبت به استراتژیهای اسپات اهمیت بیشتری دارد چون در صورت عدم مدیریت درست پوزیشن، ضررها میتوانند کل مارجین شما را از بین ببرند.
نوسان یا شرایط غیرقطعی (سطرهای 3، 4 و 5 از جدول بالا): نوسانهای شدید پیش از یک عامل برنامه ریزی شده، برای بریک اوت تریدینگ مناسب هستند: وقتی نمودار قیمت در یک جهت خاص، از یک سطح مشخص عبور کند، سفارشات استاپ فعال میشوند و میتوانید بدون نیاز به پیش بینی چگونگی عبور از سطح، از حرکت استفاده کنید. وقتی جهت قطعی نیست، به جای حدس زدن نتیجه، باید به فکر پوشش دادن پوزیشن بود. در چنین شرایطی، قراردادهای آپشن میتوانند مفید باشند. تریدینگ بر اساس نوسان رویداد محور هم به همین صورت است یعنی شما پیش از وقوع یک رویداد شناخته شده، وارد پوزیشن شده و سفارشاتی شرطی تنظیم میکنید که تنها در صورت برقراری شرایط زمانی یا قیمتی خاص فعال میشوند.
شرایط کم نوسان/رنج (سطرهای 6 و 7 از جدول بالا): وقتی قیمت بین دو سطح تعیین شده گیر میکند، معمولاً استراتژیهای جهتی عملکرد خوبی ندارند. اما رباتهای گرید نیاز به جهت خاصی ندارند. یک ربات گرید فیوچرز یا اسپات، مجموعهای پلکانی از سفارشها را در سطح یک محدوده قیمت تنظیم کرده و از نوسان ایجاد شده سود میبرد. ربات به صورت خودکار و بدون اینکه کاربر نیاز به صرف کردن وقت برای زمانبندی دستی هر نوسان داشته باشد، خرید در کف و فروش در اوج را انجام میدهد.
ایجاد یک پورتفولیوی چند استراتژی
در صورت آشنایی با نحوه خواندن سیگنالها، تطبیق دادن یک استراتژی با یک رژیم بازار کار سختی نخواهد بود. اجرای همزمان چندین استراتژی – چون معمولاً بازار داراییهای مختلف، همزمان در رژیمهای متفاوتی قرار دارد – میتواند نقطه شروعی برای اثربخشی پورتفولیوی چند استراتژی باشد. مثلاً ممکن است بیت کوین در یک روند صعودی پایدار قرار داشته باشد و همزمان یک آلت کوین با مارکت کپ متوسط، در یک محدوده رنج بسیار محدود باشد. هیچ دلیلی وجود ندارد که یک اکانت، همزمان نتواند پوزیشنهایی مناسب با هر دو وضعیت داشته باشد.
یک ساختار عملی، استفاده از سه بخشی است که به صورت موازی هم کار میکنند و هر یک در پورتفولیوی کاربر دارای نقش متفاوتی هستند:
فیوچرز (معامله مبتنی بر روند): پوزیشن اصلی جهت دار، فیوچرز است و هر دارایی را که در یک لحظه روند مشخصی دارد، دنبال میکند. پوزیشن دائم لانگ بیت کوین با حد ضرر متحرکی که حین یک روند صعودی تأیید شده به آن پیوست شده، مثال خیلی خوبی از این گزینه است. حد ضرر متحرک، به حفظ سود تریدرها کمک میکند بدون اینکه نیاز داشته باشند با هر تغییر قیمت، سطح خروج را به شکل دستی تنظیم کنند.
گرید بات: وقتی بیت کوین روند خاصی دارد، آلت کوینی که در یک محدوده خاص حرکت میکند حرکت چشمگیری در یک جهت نخواهد داشت. اما باز هم چنین کوینی نوسان دارد و یک ربات گرید میتواند به استفاده از این حرکات کمک کند. چنین رباتی، دائماً نزدیک کف رنج خرید کرده و نزدیک اوج آن فروش انجام میدهد بدون اینکه نیاز باشد خود تریدر هر بار درگیر انجام این کارها شود.
کسب بازده از سرمایه بلااستفاده: نباید هر بار کل سرمایه را برای پوزیشنهای فعال استفاده کرد. میتوانید از USDT که در حال حاضر برای سایر استراتژیها از آن استفاده نمیکنید، در استراتژیهای کسب بازده انعطاف پذیر استفاده کنید.
همانطور که مشاهده میکنید، هر یک از این سه مؤلفه نقش خاصی در اکانت شما دارند:
- پوزیشن فیوچرز از جهت استفاده میکند.
- ربات گرید از رنج بهره میبرد.
- سرمایهای که قبلاً بی استفاده بود، برای کسب سود استفاده میشود.
به این ترتیب، پورتفولیوی شما به جای تنها یک وضعیت خاص از بازار، برای شرایط مختلف قابل استفاده است.
به عنوان نمونه، میتوان چنین ترکیبی را در نظر گرفت:
| بخش مربوطه | درصد تخصیص | نقش |
| فیوچرز | 50 درصد | استفاده از حرکتهای جهتی |
| ربات گرید | 30 درصد | استفاده از بازار رنج |
| کسب سود از سرمایه بی استفاده | 20 درصد | حفظ ارزش سرمایه و کسب بازده |
توجه: این حالت خاص تقسیم بندی سرمایه صرفاً برای مثال ارایه شده نه به عنوان توصیه و نباید آن را حالت بهینه برای همه اکانتها تلقی کرد. تخصیص سرمایه برای هر تریدر بستگی به سطح تحمل ریسک، حجم سرمایه و تعداد داراییهایی دارد که همزمان آنها را مدیریت میکند. همانطور که قبلاً اشاره شد، پوزیشنهای فیوچرز ریسک لوریج را هم دارند که باید با دقت آن را تنظیم کرد.
هیچ نسبت ثابتی وجود ندارد که برای همه تریدرها یا چرخههای بازار مناسب باشد. تقسیم بندی بالا صرفاً برای نشان دادن نحوه تعامل این سه بخش است و نباید بدون بررسیهای کافی آن را برای حساب خودتان کپی کنید.
مدیریت ریسک هنگام تغییر شرایط بازار
گاهی اوقات پایان رژیمهای بازار واضح نیست. ممکن است این رژیمها به تدریج محو شده یا ناگهان شکسته شوند و پورتفولیویی که برای شرایط قبلی ساخته شده، باید پیش از برقراری کامل شرایط جدید بازسازی شود. برای انجام این کار:
- مراقب سیگنالهای نشان دهنده پایان رژیم فعلی باشید مثل از دست رفتن مومنتوم روند جاری در صورتی که ADX از بالای 25 سقوط کرده یا مثلاً سطوح مقاومت یا پشتیبانی شکسته میشوند.
- با تغییر شرایط، به جای بستن همه پوزیشنهای قبلی و ورود یکباره به پوزیشنهای جدید، اندازه پوزیشنها را به صورت تدریجی تنظیم کنید. بریک اوت فیک ممکن است پیش از تغییر واقعی رژیم بازار، معکوس شود.
- اجازه دهید که سفارشات TP/SL و حد ضرر متحرک خروج شما را به صورت خودکار تنظیم کنند تا تأخیر واکنش دستی باعث ایجاد ضرر بزرگ در هنگام تغییر رژیم بازار نشود.
- ریسک کل پورتفولیوی خودتان را در سطح همه استراتژیهای فعال به صورت یکجا در نظر بگیرید نه به شکل مجزا. اگر داراییهای مرتبط با هم همزمان علیه شما حرکت کنند، ممکن است یک پوزیشن فیوچرز و یک ربات گرید همزمان سقوط کنند.
اشتباهات رایج
برخی اشتباهات رایج تریدرها در زمینه مدیریت پورتفولیوی چند استراتژی عبارتند از:
- تغییر مکرر استراتژی: واکنش نشان دادن به هر کندل نویزی به جای تغییرات تأیید شده، میتواند باعث جهشهای پی در پی بین حالتهای مختلف شود. چنین رویکردی میتواند به واسطه کارمزدها، اسلیپیج و ورود در زمان نامناسب به تدریج بازده شما را از بین ببرد.
- رها کردن استراتژی هنگام افت معمول سرمایه: هر استراتژی ممکن است گاهی اوقات و در مواردی خاص به نتیجه مطلوب نرسد. خروج با اولین نشانه ریزش میتواند باعث از دست رفتن فرصتها شود چون احتمال ریکاوری سریع در چنین شرایطی وجود دارد.
- اجرای تعداد زیادی استراتژی بدون قواعد واضح: اضافه کردن استراتژیهای بیشتر لزوماً بهتر نیست به خصوص اگر نتوانید به صورت واضح مشخص کنید که کدامیک باید فعال بوده و چه زمانی متوقف شود.
- نادیده گرفتن ارتباط بین استراتژیها: دو پوزیشنی که به ظاهر متنوع به نظر میرسند، در صورت مرتبط بودن دارایی مبنا میتوانند هماهنگ با هم حرکت کنند – در نتیجه به جای پخش شدن ریسک، متمرکز شدن آن را به همراه خواهند داشت.
- جابجایی در اثر حدس و گمان به جای تریگرهای تعریف شده: تغییر رژیم بازار باید با سیگنالهای قابل مشاهده تأیید شود مثل ADX یا شکستن رنج – نه با این حدس و گمان که یک استراتژی خاص دیگر کاربردی ندارد.
جمع بندی
بازارها چرخههای خاصی دارند و هیچ استراتژی خاصی برای تمامی شرایط بازار مناسب نیست. استراتژی روند محور، در بازار دارای روندی مشخص به نتیجه رسیده و در بازار رنج با ضرر همراه خواهد بود؛ عکس این نکته برای رویکردهای مبتنی بر رنج صدق میکند. ترکیب استراتژیها به جای استفاده از تنها یک استراتژی، کمک میکند تا همواره برای شرایط و رژیمهای مختلف بازار آماده باشید.